زهرا اسلامى فرد
93
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
متنكامل آن اكنون در دست نيست . « 1 » در قرن هفتم آثار جغرافيايى متعددى تأليف شد كه بهترينِ آنها فرهنگ جغرافيايى معجمالبلدان تأليف ياقوت حَمَوى است . ابنسعيد غرناطى نيز كه بهدعوت هلاكو به قسمت شرقى سرزمينهاى اسلامى آمده بود ، كتاب بسط الأرض فى طولها و العرض را نوشت . اندكى بعد ، ابوالفداء شامى تقويم البلدان را نگاشت كه در مغربزمين كاملًا شناختهشده است . مهمترين آثار جغرافيايى قرن هشتم سفرنامه ابنبطوطه و همچنين كتاب شمسالدين دمشقى است كه اطلاعات جغرافيايى بسيارى دارد . پس از قرن هشتم ، توجه به علم جغرافيا در ميان مسلمانان به افول روى نهاد . با اين همه ، چند جغرافىدان هندى ايرانىالأصل در دربار امپراتوران مغول هند بودهاند كه آثار گرانبهايى از آنان باقى است ؛ ازجمله آيين اكبرى تأليف علامى - كه به اكبرشاه مغول تقديم كرده بود - و هفت اقليم امين احمد رازى و نيز دايرة المعارف جغرافيايى حاجىخليفه كه در آن براى نخستينبار جغرافياى اروپايى و اسلامى با يكديگر مقايسه و سنجيده مىشود . « 2 » برخى از عواملى كه مسلمانان را به جغرافيا علاقهمند نمود ، خلاصهوار بدين شرح است : 1 . تأكيد قرآنكريم بر اينكه « در زمين بگرديد و بنگريد » و به بحث در « آفاق و انفس » بپردازيد و نيز در سرنوشت اقوام و دولتهايى كه پيش از شما بودهاند ، بينديشيد . « 3 » 2 . مسلمانان از همهجا براى گزاردن حج به مكه مىرفتند و بىشك اين امر نيازمند شناخت راهها و منزلها بوده است . 3 . مسلمانان از همان آغاز اسلام براى علمآموزى و طلب معرفت به شهرها و كشورهاى ديگر اسلامى مسافرت مىكردند كه دراينباره آيات و احاديث متعددى نيز آنان را ترغيب مىنمود . « 4 » بديهى است چنين سفرهايى مستلزم شناخت اماكن و مناطق مورد نظر بوده است .
--> ( 1 ) . همان ، ص 90 و 91 . ( 2 ) . همان ، ص 91 و 92 . ( 3 ) . انعام ( 6 ) : 11 ؛ حج ( 22 ) : 46 ؛ غافر ( 40 ) : 86 ؛ فصلت ( 41 ) : 53 . ( 4 ) . علق ( 96 ) : 5 - 1 ؛ جمعه ( 62 ) : 2 ؛ « طلب العلم فريضه على كل مسلمٍ . » ( محمد بن يعقوب كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، كتاب فضل العلم ، باب 1 ، ح 1 . ) ؛ « اطلبوا العلم ولو بالصّين . » ( محمدباقر مجلسى ، بحار الانوار ، ج 1 ، ص 180 ، باب 1 ، ح 65 . ) ؛ « الحكمهء ضاله المؤمنِ فَخذُ الحِكمهء و لو مِن اهلِ النّفاق . » ( همان ، ج 2 ، ص 99 ، باب 14 ، ح 57 . ) ؛ « انَّ فضلَ العالِم على العابدِ تَفضلِ الشّمسِ على الكواكبِ . » ( همان ، ج 2 ، ح 46 ، ص 18 . )